مهدی جان

خرید بک لینک
کلاس که تموم شد "علی" - یکی از بچه های خوب و محجوب کلاس - اومد پیشم و خواست که باهم صحبت کنیم.با کمال میل پذیرفتم.بندهی خدا کلی سرخ و سفید شد تا تونست سفره ی دلشو باز کنه.با خجالت بهم گفت؛ "آقا ما چون صورتمون کم سن و سال نشون میده،اطرافیان باور نمی کنن که سوم دبیرستانی شده باشیم. یه جوراییهنوز بچه فرض مون میکنن،برای همینم حواسشون به ما نیست،یعنی زن عمو ها و زن دایی ها و ... جلوی ما لباس نا مناسب میپوشن.اوضاع وقتی بدتر میشه که پدر و مادرم میخوان برن مسافرت و من و میسپارن به فامیل.چند روز باید کنار کسایی زندگی کنم، که هیچ چیز و جلوی من رعایت نمی کن مهدی جان...

ما را در سایت مهدی جان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 64 تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 10:35

هر رویداد اجتماعی – چه خوب و چه بد- "معلولی" است که "علت های پنهان" بسیاری دارد. علت هایی که اگر موشکافی نشوند، نتیجه اش چیزی نیست جز کاهش آمار اتفاقات خوب و تکرار فجایع اجتماعی تلخ.قاتل ستایش دیر یا زود مثل هر مجرم دیگری که دست به جنایتهای مشابه زده مجازات میشود. اما آیا پرونده این اتفاقات وحشتناک با اعدام مجرمین آن بسته می شود؟!آیا عادلانه تر این نیست که "علت" های مقصر در این جنایت شناسایی و متناسب با قصورشان مجازات شوند؟قدرت اختیار انسان قابل نفی کردن نیست اما هیچکس از بدو تولد جانی به دنیا نیامده، و رفتارهایی که افراد اختیار می کنند در واقع ری مهدی جان...

ما را در سایت مهدی جان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 68 تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 10:35

برای ما عوام پابرهنه چپ و راست حکم خربزه را دارد. آخرش آب است و خبری از نان نیست. از بد روزگار اما بعضی وقتها نخورده مجبوریم پای لرز و دردش بنشینیم. مثل همین فیش های نجومی. بگو دم خروس اشرافی گری. همان دمل چرکین کاخ نشینی بعضی از مسئولین -نمیدانم این بعضی را باید معادل چند درصد از کل مسئولین گرفت؟- که بوی تعفنش فقط کمی بلند شده. این خبرها برای پابرهنه هایی که امام می گفت صاحب این انقلابند درد میاورد با خودش. نمک می شود روی زخم. لرزر دارد. برای آنها که پشتشان گرم نیست بیشتر. برای آنها که برای گرفتن 3 میلیون وام ازدواج شناسنامه برده بودند. کارت ملی برده بودند، مهدی جان...

ما را در سایت مهدی جان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 75 تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 10:34

برای ما که همیشه با تورم دست و پنجه نرم کرده ایم و قوت غالبمان شده شنیدن خبر گرانی انواع و اقسام اجناس ، مواجه، با ارزان شدن اجناس – ولو یک قلم- برایمان جنبه ی رؤیا دارد. آنقدر که اگر بپرسی، فکر می کنید روزی ممکن است کالایی ارزان شود، بلادرنگ خواهیم گفت. مگه داریم؟! مگه میشه؟!تابستان امسال اما شاهد ارزانی برخی از محصولات کشاورزی بودیم. به عنوان مثال هندوانه را در کلان شهر ها به قیمت300 تا 400 تومان و تقریبا به نصف قیمت مشابه سال قبل می فروختند. ارزانی که عجیب بود اما شیرین نبود. چرا که خبر می رسید هندوانه را سر زمین از کشاورزان کیلویی 50 تومان می خرند! یا مهدی جان...

ما را در سایت مهدی جان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 66 تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 10:34

صفحه بندی